مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ارجذونه | اُرْجُذونه‌، یا ارشذونه‌، نام‌ شهری‌ است‌ از ایالت‌ مالاگا (مالقه‌) در جنوب‌ شرقی‌ اسپانیا. نام‌ این‌ شهر به‌ صورتهای‌ گوناگون‌، اما نه‌ چندان‌ متفاوت‌، ضبط شده‌ است‌ (نك‍ : ابن‌حوقل‌، 1/ 110؛ ابن‌قوطیه‌، 49؛ اصطخری، 43؛ ادریسی، 2/ 537). یاقوت‌، ارجذونه‌ و ارشذونه‌ را دو شهر مختلف‌ پنداشته‌ است‌ (1/ 195، 207-...
  • اردبیلی | اَرْدَبیلی‌، محمد بن‌ علی‌ (د 1101ق‌/ 1690م‌)، رجال‌ شناس‌ شهیر امامی‌. دربارۀ زندگی‌ و فعالیتهای علمی‌ وی‌ آگاهیهای‌ اندكی‌ موجود است‌ و همان‌ نیز بیشتر بر اساس‌ اطلاعاتی‌ است‌ كه‌ در اجازۀ علامۀ مجلسی‌ به‌ وی‌ آمده‌، و یا در مطالبی‌ است‌ كه‌ توسط آقا رضی‌ قزوینی‌ بر ظهر نسخۀ جامع‌ الرواة مندرج‌ است‌.
  • ارجانی | اَرَّجانی‌، ابوبكر ناصح‌الدین‌ احمد بن‌ محمد بن‌ حسین‌ (460-544ق‌/ 1068-1149م‌)، شاعر، فقیه‌ و قاضی‌ شوشتر و عسكر مُكْرَم‌. وی‌ در ارجان‌ فارس‌ زاده‌ شد، ولی‌ خانوادۀ او در شوشتر و عسكر مكرم‌ در خوزستان‌ اقامت‌ داشتند. نسب‌ او از جانب‌ مادر به‌ زاهد مشهور ابوعبدالله‌ محمد بن‌ احمد ارجانی‌(د 400ق‌) (سمعانی‌، 1...
  • ارتفاع | اِرْتِفاع‌، یكی‌ از صفات‌ سه‌گانه‌ و اصلی‌ فیزیكی‌ صوت‌ كه‌ در موسیقی‌ نقشی‌ بنیانی‌ دارد. آنچه‌ مایۀ اختلاف‌ یا تشخیص‌ و تمایز صدای‌ زیر از بم‌ می‌شود، ارتفاع‌ آن‌ است‌. از این‌ رو در فیزیك صوت‌ ارتفاع‌ هر صدایی‌ را بر حسب‌ شمارۀ ارتعاشهای‌ آن‌ در ثانیه‌ كه‌ بسامد یا تواتر نامیده‌ می‌شود، مشخص‌ می‌كنند و صدا...
  • ارجانی | اِرْجانی‌، ابویحیى‌ زكریا (حك‍ ح‌ 295-310ق‌/ 908-922م‌)، رئیس‌ و شیخ‌ قبیلۀ بربر نفوسه‌ و آخرین‌ امام‌ اباضیان وهبی‌ در افریقای‌ شمالی‌. وی را كه‌ اهل‌ ارجان‌، ناحیه‌ای‌ در شرق‌ جبل‌ نفوسه‌، بود، با كنیۀ ابوبطّه‌ نیز خوانده‌اند (ابن‌عذاری‌، 1/ 187؛ شماخی‌، 1/ 207). در فهرست‌ زامباور (ص‌ 101) از امرای‌ نفوسه‌،...
  • ارتداد | اِرْتِداد، اصطلاحی‌ فقهی‌ به‌ مفهوم‌ خروج‌ فرد مسلمان‌ از دین اسلام‌. ارتداد را در لغت‌ به‌ معنی‌ رجوع‌ و بازگشتن‌ دانسته‌اند و در قرآن‌ هم‌ بارها در این‌ مفهوم‌ به‌كار رفته‌ است‌ (نك‍ : راغب‌، 197- 198؛ ابن‌ منظور، ذیل‌ ردّ). ارتداد به‌ معنیِ «بازگشتن‌ از دین‌ اسلام‌» در چند آیه‌ از قرآن‌ كریم‌ مطرح‌ شده‌، ا...
  • ارجاء |
  • ارجیش داغ |
  • اردبیل، مسجد جمعه |
  • اردبیلی | اَرْدَبیلی‌، عزالدین‌ یوسف‌ بن‌ ابراهیم‌ (د پس‌ از 775ق‌/ 1373م‌)، فقیه‌ شافعی‌. تنها آگاهی‌ ما دربارۀ وی‌ محدود به‌ چند جمله‌ای‌ است كه‌ عثمانی‌، قاضی‌ صَفَد، بیان‌ كرده‌، و در 775ق‌ (یا 779ق‌) از حیات‌ او در اردبیل با سنی‌ حدود 70 سال‌ گزارش‌ نموده‌، و با ذكر چند عبارت كوتاه‌ چون‌ «شیخ‌ مشرق‌» از او تمجید ك...
  • ارجوزه |
  • ارتق بن اکسک |
  • ارتق، بنی |
  • ارتجال |
  • ارتفاع |
  • ارابه | اَرّابه‌، یكی‌ از ابزارهای‌ نخستین‌ حمل‌ونقل‌ و از پدیده‌های‌ مهم‌ در جریان‌ تاریخ‌ تمدن‌ كه‌ به‌ رغم‌ سادگی‌ ساخت‌ اولیۀ آن‌، در تحول‌ تاریخ‌ بشر نقشی‌ بنیادین‌ داشته‌ است‌. ابداع‌ ارابه‌ را می‌توان‌ مرحلۀ تكاملی‌ ساخت‌ چرخ‌ به‌ شمار آورد كه‌ پیش‌ از كاربرد در ساخت‌ ارابه‌، در سفالگری‌ به‌كار می‌رفته‌ است‌. ...
  • اراده | اِراده‌، اصطلاحی‌ كلامی‌ و فلسفی‌ كه‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ خواست‌ و عزم‌ است‌، اما معنی‌ اصطلاحی‌ آن‌ مرتبه‌ای‌ از خواستن‌ است‌ كه‌ در آن شخص‌ به‌ كاری‌ از میان‌ كارهای‌ ممكن‌ چنان‌ بگراید كه‌ اقدام‌ او به‌ آن‌ كار قطعی‌ گردد.
  • اربونه | اَرْبونه‌، نامی كه‌ مؤلفان‌ عرب‌ به‌ شهر ناربن‌ در جنوب فرانسه‌ اطلاق‌ كرده‌اند و نیز نام‌ پنجمین‌ ایالت‌ اندلس‌ كه‌ شهر مذكور مركز آن‌ بوده‌ است‌.
  • اربلی | اِرْبِلی‌، ابوالحسن‌ بهاءالدین‌ علی‌ بن‌ عیسی‌ بن‌ ابی‌الفتح‌ هكّاری‌ (د 693ق‌/ 1294م‌)، محدث‌، شاعر و ادیب امامی‌مذهب‌. پدر او فخرالدین‌ عیسى‌ حاكم‌ اربل‌ و نواحی‌ آن‌ بود و در شهر ریاستی‌ داشت‌ (ابن‌ فوطی‌، تلخیص‌، 4 (3)/ 274).
  • اربد | اِرْبِد، استان‌ و شهری‌ در كشور اردن‌. نام‌ اربد را صورت‌ تغییر یافتۀ اَربلا یا اِربل‌ دانسته‌اند (دباغ‌، بلادنا...، 3(2)/ 452؛ پاولی‌، III/ 407؛ EI1, III/ 520-521؛ نیز نك‍ : ه‍ د، اربیل‌).
  • اذواء | اَذْواء، جمع‌ مكسر ذو، لقب‌ گروهی‌ از امرای‌ محلی‌ یمن‌ كه‌ نامشان‌ با كلمۀ ذو آغاز شده است و اغلب‌ بر منطقۀ كوچكی‌ از یمن‌ حكمروایی‌ داشته‌، و گاه‌ به‌ نام‌ همان‌ محل‌ شناخته‌ می‌شده‌اند، مانند ذوجَدَن‌ كه‌ لقب حارث‌ بن‌ شرحبیل‌ حاكم‌ جَدَن‌ بوده‌ است‌. ذو غمدان‌ و ذو معاهر نیز از همین‌ قبیل‌ است‌ (ابن‌ حبیب...
  • ارباب انواع | اَرْبابِ اَنْواع‌، جمع‌ ربّ النوع‌، اصطلاحی‌ كه‌ هم‌ در مباحث‌ مربوط به‌ تاریخ‌ ادیان‌ و مذاهب‌، و هم‌ در نوشته‌های‌ فیلسوفان‌ به‌ كار رفته‌ است‌. در اینجا كاربرد فلسفی‌ این‌ اصطلاح‌ بررسی‌ می‌شود.
  • اذن | اِذْن‌، اصطلاحی‌ فقهی‌ و حقوقی‌. مادۀ «اذن‌» در معانی‌ گوناگونی‌ از جمله‌ اِعلام‌ (بقره‌/ 2/ 279)، اباحه‌ و رخصت‌ (نساء/ 4/ 25) و امر و فرمان‌ (بقره‌/ 2/ 97) به‌ كار رفته‌ است‌ (جوهری‌، ذیل‌ اذن‌؛ فیومی‌، 1/ 18؛ قاموس‌، ذیل‌ اذن‌). از میان‌ این‌ معانی‌ اعلام‌ اصل‌ معنی‌ اصطلاحی‌ اذن‌ است‌، ولی‌ بر اثر كثرت‌ ا...
  • اران | اَرّان‌، سرزمینی‌ در قفقاز كه‌ حدود آن‌ در دوره‌های‌ مختلف‌ تا اندازه‌ای متغیر بوده‌ است‌ و نام‌ آن‌ را جغرافی‌نگاران‌ به‌ شكلهای‌ گوناگون‌ آورده‌اند. در نوشته‌های‌ مؤلفان‌ یونانی‌ و رومی عهد باستان‌ و سده‌های میانه‌، نام‌ این‌ سرزمین‌ به‌ صورت‌ آلبانیا و آریانیا، و نام‌ مردم‌ آن‌ آلبانوی‌ و آریانوی‌ آمده‌ اس...
  • ارادت | اِرادَت‌، در لغت‌، مصدر باب‌ افعال‌ از ریشۀ «رَوَدَ» به‌ معنی‌ خواستن‌، میل‌ و قصد و آهنگ‌ است‌ (ابن‌منظور، مادۀ رود؛ صفی‌پوری‌، 2/ 483).
  • اراک | اَراك‌، شهر (مركز استان‌) و شهرستانی‌ به‌ همین‌ نام‌ در استان‌ مركزی (ایران‌). نام‌ اراك‌ صورت‌ فارسی‌ شدۀ عراق‌ است‌. این‌ نام كه بنابر تصویب‌ هیأت وزیران در شهریور 1314 به سلطان‌آباد (عراق‌) داده‌ شد، ظاهراً نخستین‌بار در بیتی‌ از میرزا آقا خان كرمانی‌ (د 1314ق‌) در وصف‌ این شهر آمده‌ است‌ (دهگان‌، «گزارشنا...
  • اذرعی | اَذْرَعی‌، ابوالعباس شهاب‌الدین‌ احمد بن‌ حمدان‌ بن‌ احمد بن‌ عبدالواحد بن عبدالغنی‌ (708-783ق‌/ 1308-1381م‌)،فقیه‌ شافعی‌. وی‌ در اذرعات‌ شام‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و در همان‌ نواحی‌ نشوونما یافت‌. مقدمات‌ علوم‌ را در دمشق‌ فرا گرفت‌ و مدتی‌ نزد ابن‌نقیب‌، ابن‌ جمله‌، قاسم‌ بن‌ عساكر، احمد بن‌ ابی‌طالب‌ حجار و...
  • اربعین | اَرْبَعین‌، عنوانی‌ مشترك‌ برای‌ شماری‌ از نوشته‌ها كه‌ در آنها به‌ گونه‌های‌ مختلف‌ 40 حدیث‌ فراهم‌ آمده‌ است‌.
  • اران |
  • اراغون |
  • ارباب اصنام |
  • اربل |
  • اذنه |
  • ادیب الممالک | اَدیبُ‌الْمَمالِك‌، محمدصادق (1277-1336ق‌/ 1860-1918م‌)، پسر حسین‌ و از نوادگان‌ قائم‌ مقام‌ فراهانی‌، ملقب‌ به‌ امیرالشعرا و متخلص‌ به‌ «امیری‌»، شاعر، ادیب‌، روزنامه‌نگار و نویسندۀ سرشناس‌ ایران‌ در دوران‌ مشروطیت‌. وی‌ در روستای‌ گازران‌ از بلوك‌ شَرّا، از توابع‌ سلطان‌ آباد (اراك‌) در خانواده‌ای‌ ادب‌پرور...
  • ادیب نیشابوری | اَدیبِ نِیشابوری‌، عبدالجواد (1281- ذیقعدۀ 1344ق‌/ 1864- مۀ 1926م‌)، ادیب‌، مدرس‌ و شاعر نامدار دورۀ مشروطیت كه‌ در بسیاری‌ از علوم‌ از سرآمدان‌ عصر خویش‌ بود.
  • ادیب پیشاوری | اَدیبِ پیشاوَری‌، احمد (1260- 1349ق‌/ 1844-1930م‌)، فرزند شهاب‌الدین‌، از سخن‌ سرایان‌ و ادیبان‌ برجستۀ معاصر كه‌ در بسیاری‌ از علوم‌ نقلی‌ و عقلی‌ سرآمد بود.
  • اذان و اقامه | اَذانْ وَ اِقامه‌، دو اصطلاح‌ فقهی‌:
  • ادی شیر | اَدّی‌شیر (1283-1333ق‌/ 1867-1915م‌)،مطران‌اسقفیۀسِعِرت‌ (سِعِرد) در استان‌ كركوك‌ عراق‌. منبع‌ اساسی‌ آگاهی‌ دربارۀ وی‌، همان‌ مقالۀ نسبتاً مفصلی‌ است‌ كه‌ یكی‌ از روحانیان‌ كلدانی‌ به‌ نام‌ سلیمان‌ صائغ‌ موصلی‌، 10 سال‌ پس‌ از قتل‌ او، در مجلۀ المشرق‌ و سپس‌ النجم‌ نگاشت‌ و همین‌ مقاله‌، مورد استفادۀ دیگر ش...
  • ادیب نطنزی | اَدیبِ نَطَنْزی‌، ابوعبدالله‌ حسین‌ بن‌ ابراهیم‌ بن‌ احمد (د محرم‌ 497/ اكتبر1103)، ادیب‌ و محدث‌ كه‌ به‌ دو زبان‌ فارسی‌ و عربی‌ شعر می‌سرود. ادیب‌ خود در بیتی‌ به‌ زادگاهش‌ نطنز تصریح‌ كرده‌ است‌ (رشید وطواط، 17)، اما از تاریخ‌ تولد و چگونگی‌ آموزش‌ او در علوم‌ ادبی‌ و حدیث‌ اطلاعی‌ در دست‌ نیست‌؛ تنها از ی...
  • اذرح | اَذْرُح[azroh] ، ناحیه‌ای در غرب اردن که به سبب برخی حوادث تاریخی در صدر اسلام شهرت یافت. اذرح میان دو شهر معان و پترا (بطرا، البتراء) قرار داشت و از اردوگاههای مهم لشکریان روم، و احتمالاً یکی از منزلگاههای کاروانهای تجاری حجاز به سوی شام بود. در ۹ق/۶۳۰م که پیامبر(ص) به همراه سپاهی به سوی تبوک حرکت کرد، با اه...
  • ادیب طوسی | اَدیبِ طوسی‌، محمدامین‌ (1283-1361ش‌/ 1904-1982م‌)، شاعر، نویسنده‌ و محقق‌ معاصر، فرزند شیخ‌ محمدحسین‌ گیلانی‌ (تنكابنی‌) از علمای‌ دینی‌.
  • ادیب صابر ترمذی | اَدیبْ صابِرِ تِرْمِذی‌، شهاب‌الدین‌ صابر بن‌ اسماعیل‌ (مق‍ نیمۀ اول‌ سدۀ 6ق‌/ نیمۀ اول‌ سدۀ 12م‌)، شاعر پارسی‌ زبان‌ و ستایشگر سنجر سلجوقی‌ و آتسز خوارزمشاه‌.
  • اذرعات | اَذْرِعات‌، شهری‌ در 106 كیلومتری‌ جنوب‌ دمشق‌ در سوریه‌. این‌ نام‌ را به‌ صورتهای‌ اَذْرَعات‌، یدْرَعات‌، اَذْرَعاه‌ و اَدْرَعا نیز نوشته‌اند (نك‍ : ابن‌خردادبه‌، 99؛ ابوالفدا، 252؛ قلقشندی، 4/ 105؛ ابن‌عبدالمنعم‌، 19؛ لسترنج، 383؛ پاولی‌، I/ 402). انصاری‌ دمشقی‌ آن‌ را در اصل‌ «مااذرعات‌» می‌داند و می‌افزای...
  • ادیب کرمانی | اَدیبِ كِرْمانی‌، شیخ‌ احمد (د 1329ق‌/ 1911م‌)، پسر ملاحافظ عقیلی‌ كرمانی‌، شاعر و ادیب‌ دورۀ قاجاریه‌، متخلص‌ به‌ «دانش‌» (ادیب‌، بخشی‌ از دیوان‌...، 1، 5، 6، 8، جم‍‌). تاریخ‌ وفات‌ او را 1330ق‌ نیز آورده‌اند (باستانی‌، حاشیه‌ بر تاریخ‌...، 822). اطلاعات‌ اندكی كه‌ از زندگی‌ وی‌ بر جای‌ مانده‌، منحصر به‌ این...
  • ادیب احمد یوکنکی | اَدیبْ اَحْمَدِ یوكْنَكی‌ (سدۀ 6ق‌/ 12م‌)، فرزند محمود از نخستین‌ شاعران‌ بنام‌ و برجستۀ ادبیات‌ ترك‌ - اسلامی‌.
  • ادیمن |
  • ادیب شیبانی کاشانی | اَدیبِ شِیبانیِ كاشانی‌، احمد، شاعر و مورخ‌ ایرانی‌ عصر قاجار. وی‌ در خانواده‌ای‌ از عارفان‌ امامی‌ مذهب‌ در كاشان‌ زاده‌ شد (مجیر، 50). تاریخ‌ تولد و درگذشت‌ او دانسته‌ نیست‌. از قصیدۀ وی‌ دربارۀ تعمیر باغ‌ شاه‌ فین‌ كاشان‌ در 1225ق‌ (نك‍ : شیبانی‌، 262، كه‌ 1265ق‌ ذكر كرده‌ است‌) و نیز از كتاب‌ تاریخ‌ ایران...
  • ادیب بیضایی |
  • ادغام | اِدْغام‌، یا ادَّغام‌، اصطلاحی‌ در صرف‌ عربی‌ و علوم‌ قرآنی‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از همراه‌ كردن‌ دو حرف‌ در تلفظ به‌ گونه‌ای‌ كه‌ به‌ صورت‌ یك‌ حرف‌ مشدد ادا گردند.
  • الادوار | اَلاْدْوار، یكی‌ از معتبرترین‌ مآخذ موسیقی‌ دوران‌ اسلامی‌ ایران‌، تألیف‌ صفی‌الدین‌ عبدالمؤمن‌ [بن‌ یوسف‌] بن‌ فاخر ارموی‌ (د 693ق‌) بزرگ‌ ترین‌ موسیقی‌دان‌ و موسیقی‌شناس‌ ایران‌ بعد از فارابی‌.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: